سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
245
تاريخ ايران ( فارسى )
تمام رعاياى او ويرا ترك نمودند . شجاعتهاى حمزه ميرزا وليعهد فقط اين دوران تيره و تاريك را روشن ميسازد . اولين كار بزرگ او نابود ساختن پيش قراولان ترك در نزديكى خوى بود ، تركها براى بليهاى كه رخداده بود نيروى تازهاى فرستادند و آن نيز نيست و نابود شد ، ولى با وجود اين موفقيتهاى درخشان ايرانيان ، آرتش مهاجم بسوى تبريز پيش رفت و آنجا را به تصرف درآورد و شهر در نتيجهء عصيان و نافرمانى قزلباش بباد غارت رفت ، ليكن حمزه ميرزا را هنوز نبايستى از نظر دور داشت . او با حملهاى كه در سال 993 هجرى ( 1585 ) بدشمن برد بيست هزار تن از آنها را كشت و در يك ماه بعد دوباره تلفات و خسارات بر باد دهندهاى بمهاجمين وارد آورد ، اما به زودى خودش هم به بلاى سختى دچار شد ، چه سه هزار نفر از مردانش در مرداب به هلاكت رسيدند . با اينحال ايران جسور بىباك ابدا مأيوس نشده و در سرتاسر ارس بحمله پرداخت . سلماس و ايروان را غارت كردند ، اما اختلافات داخلى نگذاشت كه اين فتوحات و پيروزيها بارور گردد و تبريز در دست تركان باقى ماند . براى محروم ساختن حمزه ميرزا از سلطنت توطئه و سازشى افراد قبائل باهم نموده ولى نتيجهاى نبخشيد ، ليكن اين شاهزادهء دلاور و شجاع بدست يكى از محبوبانش در سال 995 هجرى ( 1587 ) كشته شد و با مرگ او هرنوع اميد عاحلى براى بيرون كردن مهاجمين از بين رفت .